![]() |
![]() |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 خرداد1385ساعت 4:18 بعد از ظهر توسط شیما |
|
|
خداوندا دلم یک جو محبت آرزو دارد خداوندا تو می دانی ! اگر هم هیچ کس نمی داند که دنیا با محبت رنگهای دیگری دارد صنوف رنگهای گرم و همسان صنوف رنگهای دفتر رنگین کمان ز دامان محبت زاده خواهند شد و از رشد صمصیت چه غوغا می شود هرجا و دست گلها بر شانه ی دوست می افتند |
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 خرداد1385ساعت 4:10 بعد از ظهر توسط شیما |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 خرداد1385ساعت 3:59 بعد از ظهر توسط شیما |
|
|
دستانم بوی گل می داد همه مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند ولی هچکس نفهمید من گلی کاشته ام |
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 خرداد1385ساعت 11:40 قبل از ظهر توسط شیما |
|
|
ظاهرم را با سایه های آبی می آرایم و روحم را رنگارنگ می کنم که با تو باشم لبهایت را بر روی دیوار قلبم می کشم باران که با ملایمت بر زلف پریشانت فرود می آید نقاشی خواهم کرد و دستی ترسیم می کنم تا اشکهایت را پاک کند و نگاهی که آرامش دهد و سوگند یاد می کنم هرگز جدا نخواهیم شد این است رنگ عشق من حقیقت را رنگ آمیزی خواهم کرد که نشان دهد چه احساسی دارم و تلاش می کنم تورو با حقیقت روبه رو کنم قلمی روشن و زیبا بکار خواهم برد سلندیون |
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 خرداد1385ساعت 10:46 قبل از ظهر توسط شیما |
|
|
دوست من
زندگی با همه ی محنت خویش جای غم خوردن نیست گه افسردن نیست زندگی جنبش و جاری است تا به جایی که خدا می داند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 خرداد1385ساعت 3:28 بعد از ظهر توسط شیما |
|
|
نثار شما بهترین کلام
یعنی سلام الا یا ایهاالساقی ادر کاساو ناولها که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 خرداد1385ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط شیما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در کلبه ی ما رونق اگر نیست مهم نیست
ولی در هر صورت از آمدنت خیلی خوشحالم شیما |
| آرشیو موضوعی |
|
زندگی |
|
RSS
|