![]() |
![]() |
|
|
دیگه نمی خوامت انگاه که نیلوفر های برکه وفا پرپر شدن وگلبرگهای عهد تو خشکیدن یاسهای وحشی لبخند تلخی زدند و تو مرا از یاد بردی انگاه که ابرها اشکهایشان را نثار ادمیان کردند تا بذر محبت جوانه بزند زیر چتر سیاه خود نهان شدی و مرا از یاد بردی دیگر به فلک شکایتی نخواهم کرد بر لب همان برکه طلایی که روزی نیلوفرهای عشق در ان می روییدن خواهم رفت و خواهم گفت من نیز تو را از یاد خواهم برد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 2:24 بعد از ظهر توسط شیما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در کلبه ی ما رونق اگر نیست مهم نیست
ولی در هر صورت از آمدنت خیلی خوشحالم شیما |
| آرشیو موضوعی |
|
زندگی |
|
RSS
|